کاهش نرخ باروری، افزایش سالمندان و کوچک شدن جمعیت جوان، حالا دیگر فقط یک هشدار آماری نیست؛ مسئله ای است که به گفته بسیاری از کارشناسان میتواند آینده اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
آمارها نشان میدهد نرخ باروری در ایران به حدود ۱.۴ تا ۱.۵ فرزند برای هر زن رسیده؛ رقمی که به شکل معناداری پایین تر از نرخ جایگزینی جمعیت یعنی ۲.۱ است؛ این یعنی نسل جدید، دیگر توان جایگزینی نسل قبل را ندارد و اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران در دهه های آینده با رشد منفی جمعیت و جامعه ای سالمند روبه رو خواهد شد.
علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت، در تازه ترین اظهارات خود حتی پا را فراتر گذاشته و گفته است مسئله جمعیت و صیانت از آن، برای آینده ایران از هر جنگ و بحران نظامی مهم تر است. جملهای که نشان میدهد نگرانی درباره آینده جمعیت، حالا به یکی از دغدغههای اصلی سیاستگذاران تبدیل شده است.
سقوط آزاد باروری؛ از دهه شلوغ ۶۰ تا امروز
ایران یکی از سریع ترین کاهشهای نرخ باروری در جهان را تجربه کرده است. در دهه ۶۰ هر زن ایرانی به طور متوسط بیش از ۶ فرزند داشت، اما حالا این عدد به پایینترین سطح تاریخی رسیده است؛ حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت، هشدار داده که نرخ باروری ایران اکنون حدود ۱.۵ است و در برخی استانها مانند گیلان حتی به زیر یک رسیده؛ یعنی مرگ ومیر از تولد پیشی گرفته است.
او با توصیفی هشدارآمیز گفته بود:ممکن است ۵۰ سال آینده اگر کسی در صف نانوایی گیلکی صحبت کند، کسی متوجه لهجه او نشود.
آمارها نیز این هشدارها را تأیید میکنند. برای نخستینبار در ۶۵ سال گذشته تعداد تولدهای کشور به کمتر از یک میلیون نفر رسیده است. برخی برآوردها نشان میدهد اگر روند فعلی ادامه یابد، رشد جمعیت ایران در سالهای ۱۴۲۵ تا ۱۴۳۰ منفی خواهد شد.
پنجره جمعیتی در حال بسته شدن است
کارشناسان جمعیت شناسی معتقدند ایران اکنون در آخرین سالهای «پنجره جمعیتی» قرار دارد؛ دوره ای که سهم جمعیت جوان و در سن کار بیشتر از سالمندان است و کشور میتواند از این فرصت برای رشد اقتصادی استفاده کند، اما این پنجره به سرعت در حال بسته شدن است.
صالح قاسمی، دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت، هشدار داده که نرخ رشد جمعیت ایران به حدود نیم درصد رسیده و احتمالاً تا سال ۱۴۱۵ به صفر خواهد رسید.
به گفته او، ایران با سرعتی بسیار بیشتر از کشورهای توسعه یافته در حال پیر شدن است؛ با این تفاوت که هنوز به سطح توسعه اقتصادی آن کشورها نرسیده است. او میگوید:تا دو دهه آینده از هر سه ایرانی، یک نفر سالمند خواهد بود؛ این مسئله فقط یک تغییر جمعیتی ساده نیست؛ بلکه میتواند ساختار اقتصاد، اشتغال، بیمه و حتی نظام سلامت کشور را دگرگون کند.
اقتصاد؛ متهم ردیف اول کاهش فرزندآوری
هرچند برخی مسئولان بر عوامل فرهنگی و تغییر سبک زندگی تأکید میکنند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند مهمترین عامل کاهش فرزندآوری، بحران اقتصادی است.
تورم، گرانی مسکن، ناامنی شغلی و کاهش قدرت خرید باعث شده بسیاری از زوج های جوان فرزند آوری را به تعویق بیندازند یا حتی به کلی از آن منصرف شوند.
در گزارشهای اقتصادی آمده که همزمان با جهش تورمی سالهای اخیر، نرخ باروری نیز سقوط کرده است. بسیاری از خانوادهها حالا ترجیح میدهند به جای چند فرزند، تنها یک فرزند داشته باشند تا بتوانند هزینههای آموزش، درمان و زندگی او را تأمین کنند.
فاطمه نصیری، پژوهشگر حوزه خانواده، معتقد است کاهش امید به آینده نقش مهمی در این بحران دارد. او میگوید وقتی مردم نسبت به آینده اقتصادی و اجتماعی خود تصویر روشنی ندارند، تصمیمهای بلندمدتی مانند ازدواج و فرزندآوری را عقب میاندازند.
صبورا امینفر، کارشناس حوزه زنان و خانواده نیز تأکید میکند که بیثباتی اقتصادی و پیشبینیناپذیر بودن آینده مستقیماً بر تصمیم خانوادهها برای فرزندآوری اثر گذاشته است.
جامعهای که دارد پیر میشود
در کنار کاهش تولدها، افزایش امید به زندگی باعث شده سهم سالمندان در جمعیت کشور به سرعت بالا برود.
بر اساس برخی برآوردها، تا سال ۲۰۵۰ حدود ۲۷ درصد جمعیت ایران سالمند خواهند بود. یعنی از هر چهار ایرانی، یک نفر بالای ۶۰ سال سن خواهد داشت.
این روند، فشار سنگینی بر اقتصاد کشور وارد میکند؛ از صندوقهای بازنشستگی گرفته تا نظام درمانی.
هماکنون نیز بسیاری از صندوقهای بازنشستگی با بحران منابع روبه رو هستند و بخش قابل توجهی از بودجه عمومی کشور صرف جبران کسری آنها میشود.
کارشناسان هشدار میدهند با کاهش جمعیت جوان، تعداد بیمه پردازان کمتر میشود، اما تعداد بازنشستگان افزایش پیدا میکند؛ معادلهای که میتواند در آینده به بحران جدی مالی تبدیل شود.
آیا سیاستهای تشویقی شکست خورده اند؟
در سالهای اخیر دولت با اجرای قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» تلاش کرده روند کاهش موالید را متوقف کند؛ وام فرزندآوری، مشوقهای مالیاتی، تسهیلات مسکن و حمایتهای مختلف، بخشی از این برنامهها بود، اما با وجود این سیاستها، تعداد تولدها همچنان روند نزولی دارد.
منتقدان میگویند سیاستهای تشویقی زمانی اثرگذار خواهند بود که مردم احساس امنیت اقتصادی و امید به آینده داشته باشند.
برخی کارشناسان حتی معتقدند محدودیتهایی مانند سختگیری در سقط جنین یا کاهش غربالگریهای بارداری، بدون حل مشکلات اصلی اقتصادی، نه تنها کمکی به افزایش جمعیت نکرده بلکه نگرانیهایی در حوزه سلامت ایجاد کرده است.
زنان؛ میان اشتغال و مادری
یکی دیگر از عوامل مؤثر بر کاهش باروری، تغییر نقش اجتماعی زنان است. افزایش تحصیلات و حضور بیشتر زنان در بازار کار، نگاه خانوادهها به فرزندآوری را تغییر داده است.
کارشناسان میگویند نبود حمایت کافی از زنان شاغل، کمبود مهدکودک، نگرانی از دست دادن شغل پس از بارداری و هزینههای بالای نگهداری کودک، باعث شده بسیاری از زنان فرزند آوری را به تعویق بیندازند.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد سیاستهای جمعیتی زمانی موفق میشود که میان اشتغال زنان و مادری تعادل ایجاد شود؛ مسئلهای که در ایران هنوز با چالشهای جدی روبهرو است.
در کنار کاهش تولد، مهاجرت گسترده جوانان و نیروهای متخصص نیز بحران جمعیتی ایران را تشدید کرده است؛ بسیاری از کارشناسان معتقدند مهاجرت، نه تنها تعداد جمعیت جوان کشور را کاهش میدهد بلکه کیفیت نیروی انسانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ این مسئله در آینده میتواند کشور را با کمبود نیروی متخصص و کاهش بهره وری اقتصادی روبه رو کند.
هنوز فرصت باقی مانده؟
با وجود تمام این هشدارها، برخی کارشناسان معتقدند هنوز برای جلوگیری از ابر بحران جمعیتی دیر نشده است؛ اما زمان بسیار محدود است.
مهار تورم، ایجاد ثبات اقتصادی، حمایت واقعی از خانوادهها، اصلاح بازار مسکن، افزایش امنیت شغلی جوانان و تقویت امید اجتماعی، از مهمترین راهکارهایی است که میتواند روند کاهش باروری را کند کند.
در کنار آن، اصلاح صندوقهای بازنشستگی، افزایش بهرهوری اقتصادی و برنامهریزی برای مواجهه با جامعه سالمند، ضرورتی است که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
واقعیت این است که بحران جمعیت، برخلاف بسیاری از بحرانها، ناگهانی رخ نمیدهد؛ آرام و تدریجی پیش میرود؛ اما وقتی آثار آن آشکار شود، شاید دیگر فرصتی برای جبران باقی نمانده باشد.





نظر شما